یادداشت میهمان- روح الله عباسیان: انتخابات یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی دوم اسفند 98 در سراسر کشور برگزار شد و اصولگرایان توانستند در سراسر کشور حائز اکثریت آرا شوند.
 در شهرستان اصفهان هم 5 کاندیدای معرفی شده از مجمع نیروهای انقلاب توانستند بیشترین آرا را جذب کرده و منتخب مردم شوند. در این نوشتار در پی آنیم تا عملکرد مجمع را بررسی نموده و ضمن بیان نقاط مثبت و منفی آن, ساز وکاری را برای ارتقای کارآمدی آن بیان نماییم. باشد که در انتخاباتپیش روی شورای اسلامی شهر و دوره های بعدی مجلس, اشکالات مرتفع شود و روند فعالیت علمی تر و کارامدتر گردد.
1) در کل کشور اسمی که برای اصولگرایان به کار برده شد, مجمع نیروهای انقلابی بود و در اصفهان نیز همینطور. درست است که باید روحیه انقلابی گری در جامعه بسط داده شود ولی اینکه یک گروه خود را انقلابی معرفی کند و بگوید ما همه نیروهای انقلاب را جمع کرده ایم و به این جمع بندی رسیده ایم, یک خطای استراتژیک است. منحصر نمودن انقلاب و انقلابی گری در یک گروه و نفی سایرین به معنای دفع حداکثری و جذب حداقلی است! طبق تعریفی که رهبر معظم انقلاب دارند اصولگرایی و اصلاحطلبی دو بال برای نظام هستند و وجود هر دو ضرورت دارد. به نظر می رسد حتی قشر کثیری از اصلاح طلبان هم دارای روحیات انقلابی هستند. اینکه ما با نامیدن انقلابی به جریان خود تلویحا دیگران را غیر انقلابی یا ضد انقلاب خطاب کنیم خطایی استراتژیک است که تبعات نامطلوبی را به دنبال خواهد داشت.
2) شاکله مجمع نیروهای انقلابی اصفهان را احزاب و تعدادی از افراد فعال سیاسی مستقل اصولگرا تشکیل می دهند. طبق اعلامیه صورت گرفته, 31 حزب یا تشکل سیاسی در مجمع عضو هستند. اگر نگاهی به  احزاب معرفی شده بیندازیم و فعالیت های آنها را هم جست و جو کنیم در می یابیم که قریب به اتفاق این احزاب فعالیت چندانی در طول سال ندارند. مردم اصفهان هم نسبت به فعالیت آنها شناخت و آگاهی ندارند. بخش قابل توجهی از اسامی ذکر شده, شعب احزابی هستند که دفتر مرکزی شان تهران است و حتی خود حزب مربوطه هم فعالیت چندانی ندارد!
حالا چگونه است که شاکله مجمع را احزاب به اصطلاح کاغذی تشکیل داده است و بخواهند تصمیم گیری نمایند؟
3) در راس مجمع, 3 عالم هستند. آیت اله مهدوی, حجت الاسلام سالک و حجت الاسلام بهشتی نژاد.
سوال اینجاست که چرا فقط سه نفر از علمای اصفهان در راس باشند و بقیه حضور نداشته باشند؟ چگونه فقط این سه نفر گزینش شده اند؟ چه ملاکی برای آن وجود دارد؟ چرا به طور مثال حجت الاسلام رهبر که بیش از 20 سال امام جمعه موقت اصفهان بوده و دو دوره نماینده مردم اصفهان در مجلس بوده اند چرا در این جمع حضور ندارند؟ چرا مجتهدین انقلابی شاخص اصفهان که داوطلب مجلس خبرگان بوده اند مانند حجت الاسلام خطاط در این جمع حضور ندارند؟
به نظر می رسد اگر قرار است این مجمع معرف همه اقشار انقلابی باشد و وحدت حداکثری صورت پذیرد, ضرورت دارد از حضور علمای انقلابی دیگر که بعضا از نظر علمی و فعالیت همطراز و حتی بالاتر از سه نفر حاضر هستند استفاده گردد.
متاسفانه عدم رعایت چنین مواردی سبب شد خیلی ها قید حضور در مجمع را بزنند. برخی لیست مجزا دادند و برخی هم ترجیح دادند فعلا سکوت کنند ولی دخیل در فرآیند هم نشوند.
4) ساز و کار رسیدن به کاندیداهای برتر نیز دارای اشکالات فراوانی است.
اول اینکه آیا رای گیری جمع 200 نفره می تواند کاندیداهای برتر را شناسایی کند یا خیر؟ آیا این روش دقت کافی در غربال نمودن کاندیدایی که از لحاظ علمی, تجربی و توانایی های جسمی و روانشناختی برتر هستند را دارا می باشد؟ آیا حجت عقلی بر برتری منتخبین این مجمع بر سایر افراد انتخاب نشده وجود دارد؟
آیا فردی که مشهورتر است لزوما اصلح تر نیز می باشد؟
در داستان طالوت و جالوت, جوان گمنامی برای فرماندهی معرفی شد. عده ای اعتراض کردند که ماشایسته تریم و ثروت بیشتری داریم ولی نبی آنها علت انتخاب الهی طالوت را علم و قدرت جسمانی بیشتر عنوان کرد.
در قرآن کریم تکاثر و کثرت گرایی بر اساس حزب و طایفه نکوهش شده است و سوره تکاثر را در این رابطه داریم.
لذا مبنای انتخاب خواص که ادعای پیروی از آموزه های قرآن دارند و می خواهند عامه مردم به آنها اعتماد کنند باید این ملاک ها باشد

به نظر می رسد روشی که انجام شد  اصلا چنین قابلیتی را ندارد. لذا باید با توجه به پیشرفت علوم و روشهای متعدد ارزیابی, از روشهای بروز علمی برای انتخاب کاندیداها استفاده کرد. که قبلا در یاد داشتی به آن اشاره نمودیم.
سوال اینجاست وقتی برای تعیین افراد واجد شرایط استخدامی مراحل متعدد آزمون و مصاحبه و...  وجود دارد, چرا یک مجمعی که می خواهد بهترین ها را معرفی کند به یک سخنرانی 5 دقیقه ای و یک رای گیری اکتفا می کند؟
آیا بهتر نیست با نظر کارشناسان خبره هر کاندیدا از چندین بعد از طریق آزمون و مصاحبه ارزیابی شود و بر حسب بالاترین امتیازات کسب شده بهترین افراد معرفی شوند؟
5) ساز و کاری که انجام شد نیز در روش اجرا اشکالات متعددی داشت.
اولین اشکال این بود که قبل از شروع نام نویسی کاندیداها, افرادی را که در مظان کاندیداتوری بودند شناسایی کردند. از آنها خواستند رزومه ارائه کنند و 5 دقیقه سخنرانی داشته باشند  و رای گیری انجام شود سپس از میان آنها 11 نفر انتخاب شوند.
سیاست بر این بود که افرادی که وارد مجمع شده اند و مقبولیت و رای آوری ندارند ثبت نام نکنند. ولی با وجود این تعداد قابل توجهی از افرادی که جزو 11 نفر اولیه نبودند ثبت نام کردند!
ضمن اینکه با توجه به اینکه لیست 11 نفره بسته شده بود افرادی که وارد مجمع نشده بودند فرصت حضور پیدا نکردند.
در کنار اینها افرادی که اعضای مجمع را می شناختند اقدام به رایزنی داشتند و افرادی که شناخت چندانی نداشتند این کار را نکردند و خلاصه اینکه رایزنی های قبل از رای گیری بر نتایج تاثیرگذار بود.
یکی از داوطلبینی که در مجمع ارائه برنامه کرد و رای لازم را نیاورد و ثبت نام هم ننمود در گفت و گویی که داشتیم عنوان نمود در فرصت سخنرانی که داشتم چون در اول مراسم بود و اکثریت مدعوین  حضور نداشتند, باعث شد سخنرانی من را نشنوند تا بخواهند رای بدهند! از دیدگاه ایشان بهتر بود سخنرانی ها ضبط می شد و در کانالی قرار می گرفت و اعضا می توانستند با مرور همه آنها در جلسه آتی رای گیری کنند.
یکی دیگر از اشکالات تعیین دو برابر ظرفیت نمایندگی یعنی 11 نفر بود. چرا که بهتر بود به طور مثال در ابتدا 4یا 5 برابر ظرفیت یعنی 25_20 نفر انتخاب می شدند و سپس در مراحل بعدی به 2برابر ظرفیت و نهایتا 5 نفر اصلی می رسیدند. اینکار موجب می شد تا فرصت حضور برای افراد بیشتری فراهم شود و هم اینکه کار انسجام بیشتری یافته و پس از چندین بررسی منتخبین شناسایی شوند.
ایراد دیگر که برخی ها عنوان نمودند این بود که پس از اینکه 11 نفر مشخص شدند, خارج از مجمع توسط شورای مرکزی تعدادی که بعضا در مرحله قبل رای لازم را نیاورده بودند, طی رایزنی ها توانستند به جمع راهیابند و تعداد افراد به 14 نفر برسد. اشکالی که وارد می شد عدم رعایت عدالت بود. چون افراد دیگر امکان حضور مجدد و حتی حضور اولیه نداشتند و باعث دلخوری خیلی ها شد.
این در حالی است که مجمع تهران اولا فعاایت شناسایی کاندیداها را بعد از ثبت نام انجام داد و سپس به لیست 160 نفره, بعد به 60 نفره رسید و پس از مشخص شدن تایید صلاحیت ها یعنی 22 بهمن لیست 30 خود را اعلام کرد.

یک اشکال دیگر این بود که دو روز قبل از اعلام صلاحیتها رای گیری انجام شد. این در حالی بود که از میان کاندیداها چند نفر صلاحیت شان احراز نشده بود و ضرورت داشت نتایج صلاحیتها به طور علنی اعلام می شد و سپس رای گیری نهایی انجام می گرفت. یکی از افراد که جزو 11 نفر اولیه بود در حالی در رای گیری نهایی حضور داشت که اصلا صلاحیت ایشان توسط شورای نگهبان تایید نشد!
و این نشان دهنده نقض فاحش ساز و کار انتخابی مجمع است که در چند برهه تعجیل داشته است. شاید اگر دو روز بعد یعنی پس ازاعلام  صلاحیت ها رای گیری انجام می شد, ایشان اصلا از گردونه خود به خود کنار گذاشته می شد و  احتمالا رای گیریها متفاوت می شد.


6) همینک انتخابات و رقابتهای انتخاباتی پایان یافته است. منتخبین هم نماینده همه مردم هستند که همه آنها از دیدگاه بنده و بسیاری از فعالین انقلابی توانمند هستند و ان شاءاله عملکرد قابل قبولی داشته باشند. به نظر می رسد همینک مجمع و فعالین فرهنگی- سیاسی اصفهان باید عملکرد و مواضع 5 نماینده خود را زیر ذره بین قرار دهند و طی جلساتی اشکالات را گوشزد نمایند و حتی از طریق رسانه ها نقد کنند. در این 4 سال از نمایندگان بخواهند ضمن شفافیت, فعالیت خود را در معرض دید عموم برای قضاوت قرار دهند. فعالین عرصه های مختلف نیز باید طی سازوکاری بتوانند ایده ها و آراء خود را به آنها منتقل کنندو مجمع که معرفی کننده نمایندگان بوده می تواند نقشه راهی برای نیل به این مهم ترسیم نماید.

7) با توجه به اینکه تقریبا یک سال دیگر فرآیند انتخابات شوراهای اسلامی آغاز می شود, ضرورت دارد کار بر روی شاخص ها و روش اصولی برای تعیین افراد اصلح انجام شود. استفاده از نظرات خبرگان و جلسات متعدد هم اندیشی از همین حالا ضرورت دارد. یقینا هر چقدر کار علمی تر باشد پذیرش آن توسط خبرگان و عموم مردم بهتر خواهد بود و تشتت و چند دستگی نیز کاهش چشمگیری خواهد داشت.
رهبر انقلاب در این خصوص می فرمایند:
«یک مسئله‌ دیگر، رعایت حق در سیاهه‌های پیشنهادی است؛ این سیاهه‌هایی که پیشنهاد میکنند، فهرستهایی که برای نامزدها میدهند. آن کسانی که این فهرستها را میدهند، واقعاً رعایت حق را بکنند؛ مسئله‌ی رفیق‌بازی و جناح‌بازی و مانند این چیزها را دخالت ندهند و نگاه کنند ببینند که چه کسی واقعاً شایسته است؛ آن کسی را که شایسته است بگذارند و به مردم معرّفی کنند. این هم یک بخش و یک بُعد از رعایت حقّ‌النّاس است.»

لذا با توجه به اینکه انتخاب افراد شایسته تر نوعی حق الناس است, لذا دقت و وقت گذاری لازم نیز مقدمه رسیدن به آن است که ان شاءاله مورد عنایت بیشتری واقع شود.

افزودن نظر

captcha