اعتراف ظریف به شکست گفتمان دولت:
تعامل با غرب اعتبارش را در ایران از دست داده است و من هم بی اعتبار شده‌ام
سه شنبه 01 مرداد 1398, 15:00

 

ظریف نمی‌خواهد خسارت محضی را که بخاطر اعتماد به امضای جان کری برای ایران به بار آورده است را بپذیرد و به نوعی با همگام کردن خود با منتقدین اعتماد به غرب، از قبول مسئولیت برجام شانه خالی می‌کند.

جواد ظریف روز پنجشنبه 27 تیر ماه 1398، در مصاحبه با خبرنگار رادیو ملی آمریکا(NPR)، پس از چندین سال دواندن مردم به دنبال گفتمان مذاکره با غرب، اعلام کرد که تعامل با غرب در بین مردم ایران، اعتبارش را از دست داده است.

به گزارش رویش نیوز، ظریف در این مصاحبه گفته است: «تعامل با غرب اعتبارش را در ایران از دست داده است. مردم دیگر به تعامل با  جامعه جهانی توجهی ندارند. بنابراین، تعامل اعتبارش را از دست داده و به تبع آن، من نیز در حال از دست دادن اعتبارم هستم.»

مهم‌ترین قسمت این اعتراف ظریف آنجایی است که به خبرنگار «NPR» می‌گوید به تبع بی اعتبار شدن گفتمان تعامل با غرب در ایران، وی(ظریف) نیز در حال از دادن اعتبارش است.

بر کسی پوشیده نیست که شاکله گفتمان دولت تدبیر به ریاست روحانی، تعامل و گفتگو با غرب بوده است. مقامات دولتی نیز به این امر اذعان داشته و از اینکه این گفتمان با شکست مواجه شود، در هراس بوده‌اند.

چنانچه جواد ظریف در مهر ماه 93، در سخنرانی خود در «اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا»، در پاسخ به این سوال که «آیا شکست در مذاکرات هسته‌ای بر سیاست خارجی ایران تاثیرگذار خواهد بود؟»، با این مضمون پاسخ داده بود: «ما روندی را شروع کرده‌ایم که هدف از آن تغییر فضای سیاست خارجی کشور است. اگر با وجود تلاش‌های ما برای تعامل، این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند، مقبولیت‌مان نزد مردم را از دست خواهیم داد.»

حتی پیش از این و در زمانی که حسن روحانی در دولت اصلاحات بعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی در حال مذاکره با غربی‌ها بود، ظریف در سخنانی که فیلمش سالها بعد منتشر شد، خطاب به البرادعی دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته بود: «بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری از شکست مذاکرات ما سود می‌برند. آنها موفقیتی در این گفتگوها نمی بینند و از طرفی آنها آدمهای پرنفوذی هستند. اعتبار اروپایی ها و مذاکره کنندکان ایرانی هردو در ایران از دست رفته است.»

به بیان دیگر، ظریف از ترس به انزوا رفتن گفتمان تعامل بی چون و چرا با غرب و حامیان این گفتمان، دست به دامان البرادعی شده و برای جلوگیری از این اتفاق، از البرادعی کمک خواسته بود!

البته تنها ظریف نبود که نگران شکست گفتمان تعامل با غرب بود. همانطور که در ابتدا نیز آمد، هسته اصلی تفکر دولت تدبیر، بر پایه تعامل با غرب، به هر قیمتی که باشد، شکل گرفته است. شاهد مثالش نیز سخنان روحانی در اردیبهشت سال 92 و در جریان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در دانشگاه شریف است. روحانی در بخشی از آن سخنرانی خود گفته بود: «هنر این است که ما تهدید را به آسیب و آسیب را به فرصت تبدیل کنیم از این رو مذاکره با آمریکا امکان پذیر و شدنی است اما سخت است. هرچند بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت تر از مذاکره با اروپاست چرا که اروپایی ها به دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند. از این رو دولت آینده باید بتواند رابطه ایران و آمریکا را از حالت تخاصم به مرحله تنش که یک مرحله پایین تر است برساند.»

در ایام انتخاباتی دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری نیز حسن روحانی بعنوان یکی از کاندیدا ها، در بخشی از سخنرانی انتخاباتی خود در اردبیل، با کنایه به مخالفان تعامل با آمریکا گفته بود: «شما می خواهید با دنیا مذاکره کنید؟ شما بلد هستید که با دنیا مذاکره کنید و آیا زبان دنیا را می دانید؟ در حالی که در فهم زبان ملت خود گرفتار هستید.»

اکنون که آمریکا از برجام خارج شده و اروپایی‌ها نیز به تبعیت از آمریکا از انجام وظایف خود در قبال برجام طفره می‌روند و وضعیت اقتصادی کشور بهتر که هیچ، حتی بدتر از زمانی شده است که برجامی وجود نداشت، عیار هنر روحانی و دولت‌اش نیز در مذاکره با کشور های دیگر قابل مشاهده است.

در هر حال اعتراف ظریف به اینکه گفتمان تعامل با غرب در ایران اعتبار خود را از دست داده است، چندان هم دور از انتظار نبود. اما نکته‌ای که باید مورد توجه قرار داد این است که چنین اعترافاتی از سوی ظریف که اولین بار هم نیست، بیش از اینکه از روی آزادگی وی در پذیرش اشتباهات خود و دولت متبوع‌اش باشد و آن را به حساب ندامت وی از عملکرد این سالهایش بگذاریم، بیش‌تر حاکی از آن است که او نمی‌خواهد خسارت محضی را که بخاطر اعتماد به امضای جان کری برای ایران به بار آورده است را بپذیرد و به نوعی با همگام کردن خود با منتقدین اعتماد به غرب، از قبول مسئولیت برجام که ثمره‌اش از بین رفتن صنعت هسته‌ای و تحریم‌های جدید تر برای کشور بود، شانه خالی می‌کند.

چنانچه پیش از این نیز در آذر ماه سال 97، در چهارمین کنگره سراسری حزب ندای ایرانیان با اعلام اینکه «غرب» مرکز عالم نیست، گفته بود: «بزرگترین مخالفان مذاکره با غرب ، غرب را مرکز جهان می بینند. یک تحولی الان رخ داده . دنیای امروز، دنیای پسا غربی است. یک زمانی دنیا معادل بود با غرب؛ آن دوران تمام شد؛ دوران جدیدی پیدا شد. دوران قدر قدرتی تمام شده؛ ما نباید همه فکر خود را معطوف به امریکا کنیم؛ خیال نکنیم هر اتفاقی در در دنیا می افتد، یک سرش در آمریکاست؛ دنیا عوض شده و غرب مرکز عالم نیست. جاهایی که داد ضدیت با آمریکا سر می دهند، باور ندارند آمریکا را هم می توان شکست داد.»

در اسفند ماه همان سال نیز ظریف طی سخنرانی خود در دانشگاه علوم پزشکی تهران در نقد غربگرایی گفته بود: « آنهایی که شیفته غرب هستند فکر می‌کنند همه چیز در غرب است و بدون آن نمی توان زندگی کرد و برخی هم غرب ستیز هستند که هر دو گروه از این افراد غرب را محور می دانند اما دنیای کنونی اینطور نیست.»

ناگفته نماند که اقدامات اخیر نیروهای مسلح کشور چه در سرنگونی پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی و چه در توقیف نفتکش‌های انگلیسی در چنین اظهار نظراتی چه از سوی ظریف و چه اصلاح‌طلبانی نظیر محمود صادقی(اعلان حمایت از اقدامات نیروهای مسلح) بی‌تأثیر نبوده است.

چرا که اکنون مردم به این نتیجه رسیده‌اند که بر خلاف گفتمان دولت که راه رستگاری را در تعامل و مذاکره با غرب می‌دانست و حتی ارزشها و خط قرمز های کشور را نیز به پای آن ذبح می‌کرد، این رویارویی بدون ترس با غرب است که به کشور عزت می‌بخشد.

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.