نبود ممیزی و سانسور هم دردی از «همه می‌دانند» فرهادی دوا نکرد
یکشنبه 11 آذر 1397, 13:24

 

«همه می‌دانند» حتی در برابر مابقی آثار فرهادی نیز حرفی برای گفتن ندارد؛ فیلم نسخه‌ی خارجی شده‌ای از فیلمنامه‌ای ایرانیست که توسط فرهادی در اسپانیا به تصویر کشیده شده است. اتفاقی که دست فرهادی را برای عبور از هرگونه خط قرمز و ممیزی باز می‌گذارد تا کارگردان مدعی سینمای ایران این بار طعم فیلمی بدون ممیزی و سانسور را بچشد.
 بعد از ساخت «فروشنده»، فیلمی که به خاطر سیاست‌های ترامپ توسط آکادمی سیاسی اسکار به عنوان بهترین فیلم خارجی زبان سال 2017 انتخاب شد، اصغر فرهادی به سراغ ساخت هشتمین اثر خود آن هم در کشور اسپانیا رفت. ماجرای اسکار فروشنده هم ازین قرار بود که ترامپ ورود ایرانیان را به آمریکا ممنوع اعلام کرد و این ممنوعیت باعث شد فرهادی نتواند در آکادمی اسکار شرکت کند. این اتفاق باعث حمله سینماگران به سیاست‌های ترامپ و حمایت از فرهادی شد؛ اتفاقی که به گفته اکثر کارشناسان برای فرهادی یک اسکار دیگر را به ارمغان آورد.
 
به گزارش رویش نیوز به نقل از رجانیوز «همه می‌دانند» نام اثر جدید اصغر فرهادیست که شانس این را پیدا نکرد تا از طرف اسپانیا برای ارائه به آکادمی اسکار انتخاب شود. البته بعد از دیدن فیلم فرهادی می‌شود فهمید که کنار گذاشتن این فیلم از طرف اسپانیا برای شرکت در اسکار، خیلی کار غیرمعقولی نیز نبوده است. حتی اگر سازنده اثر صاحب 2جایزه اسکار بهترین فیلم‌ خارجی زبان شده باشد. 
 
فیلم جدید اصغر فرهادی حتی در برابر مابقی آثار فرهادی نیز حرفی برای گفتن ندارد؛ فیلم نسخه‌ی خارجی شده‌ای از فیلمنامه‌ای ایرانیست که توسط فرهادی در اسپانیا به تصویر کشیده شده است. اتفاقی که دست فرهادی را برای عبور از هرگونه خط قرمز و ممیزی باز می‌گذارد تا کارگردان مدعی سینمای ایران این بار طعم فیلمی بدون ممیزی و سانسور را بچشد. فرهادی الحق هم کم نمی‌گذارد، و برای خارجی‌تر کردن فیلم‌نامه‌ای که نوشته تا دلتان بخواهد از صحنه‌های ممیزی‌دار در پوشش و رفتار و کلام کارکترهایش استفاده می‌کند. اما فرهادی با اینکه دستش باز است و ممیزی هم ندارد موفق به خلق فضایی باور پذیر نمی‌شود و این نکته بسیار قابل تاملیست؛ قرار دادن سکانس عروسی و رقص و آواز در کنار عشق‌بازی‌های کارکترهای داستان نمی‌تواند ما را وارد فضایی کند که مدنظر فرهادیست.
 
 
 
 
 اصولا ما با شخصیت‌هایی خارجی و به خصوص اسپانیایی طرف نیستیم! اگر همین فیلم‌نامه در یکی از روستاهای ایتالیا هم فیلم برداری میشد فرقی نمی‌کرد؛ چراکه اصولا لوکیشن خارجی اسپانیا هیچ‌جایگاهی در فیلم جدید فرهادی ندارد. و اگر ما نمی‌دانستیم که خاویرباردم و پنه‌لوپه‌کروز اصالتی اسپانیایی دارند شاید درک حضور در اسپانیا برای ما سخت‌تر هم می‌شد. با این حال فرهادی برخلاف برخی آثار قبلی خود که در ایران و با وجود ممیزی ساخته و خوب هم موفق به خلق فضای مورد نظر خود برای ارائه داستانش شده این‌بار موفق به خلق فضایی باور پذیر نمی‌شود؛ شاید وقتش رسیده باشد باور کنیم همه‌ چیز به کارگردانی و قصه فیلم برمی‌گردد و این داستان قدیمی سینمای ایران که «ممیزی نمی‌گذارد فیلم‌ها واقعی‌تر شوند»، از اساس یک فرار رو به جلو برای سازندگان آثار بی‌کیفیت است.
 
 «همه می‌دانند» داستان جدیدی هم ندارد. داستان مانند درباره الی با شور و هیجان و دور همی فامیلی شروع می‌شود و با گم شدن دختری در داستان گره ایجاد می‌شود و این جاست که قرار است فرهادی به ادعای طرفدارانش «استاد» باشد. به تصویر کشیدن روابط انسان‌ها در شرایط نامناسب و آشفته، بروز خود واقعی و صد البته مسئله نسبی بودن اخلاق! 
 
البته با این تفاوت که فرهادی برای فیلم جدیدش مانند درباره الی پایانی باز در نظر نگرفته؛ او این بار برای عامه پسند کردن فیلمش که قرار است مخاطب جهانی داشته باشد، یک پایان مشخص در نظر گرفته است؛ پایانی که بیش از اندازه دم دستی و عادیست. البته بعد از گذشت یک سوم ابتدایی فیلم همه می‌دانند، تقریبا فیلم با روندی کند و در اکثر مواقع حوصله سر بر جلو می‌رود. نه خبری از تعلیق درست و درمانی در داستان است و نه کششی برای ادامه تماشا در مخاطبش ایجاد می‌کند؛ حتی پیرنگ‌های فرعی فیلم نیز نمی‌تواند به داد اثر جدید فرهادی برسند. این که پدربزرگ دائم الخمر دختر گمشده در داستانی زمین‌هایش را از دست داده و اینکه شخصیت دیگر داستان زمین‌ها را به قیمت ارزان‌تری از دوست دختر سابقش که ازقضا پدرناخواسته همان دختر گمشده است خریده و در آخر قرار است غافلگیری هم برای مخاطب داشته باشد، آنقدر که باید پرداخت درستی ندارد. باید اقرار کرد که ایده فرهادی ظرفیت تبدیل به اثری سینمایی را نداشته و شاید اگر بازیگران توانمندی در آن بازی نمی‌کردند حتی دیدن یک بار «همه می‌دانند» هم اتفاق سختی می شد. 
 
 
 
 
فرهادی در همه می‌دانند مجموعه‌ای از کلیشه‌ها و داستان‌های تکراری را جمع کرده است. جالب است فرهادی در اسپانیا هم نمی‌تواند «غُر» نزند! او در طول داستان به معضل بیکاری در اسپانیا هم می‌پردازد و برای آن دیالوگ نویسی هم می‌کند. باید پذیرفت که غر زدن دیگر به اصلی تفکیک ناپذیر در آثار فرهادی تبدیل شده است. 
 
اما یکی از نکات مهم فیلم‌های فرهادی مسئله نسبی بودن اخلاق است. فرهادی که در تمامی فیلم‌هایش یک ایده همیشگی دارد و آن فاصله‌گذاری بین اخلاق و مذهب و سنگین بودن وزنه نسبی‌گرایی در اخلاق بوده، در همه ‌می‌دانند نیز به دنبال گفتن همین حرف است؛ اما با این تفاوت که مثلث عشقی فیلم و فرزند نامشروع گمشده به جای اینکه به خروجی قابل توجهی از یک ایده ضد اخلاقی و ضد شرعی برسد به فرمولی ترکی برای ساخت فیلم‌های عامه پسند تبدیل می‌شود.
 
به هر حال نقدهای منفی زیادی از داخل و خارج روانه فیلم جدید فرهادی شده و همه نیز متفق القول هستند که اصغر فرهادی هر چه می‌گذرد دستش بیشتر برای ساخت فیلم‌هایی در سبک مورد علاقه‌اش خالی می‌شود؛ تا حدی که برخی همه می‌دانند را نقطه آغازین سقوط فرهادی به ورطه تکرار و ضعف در ساخت یک اثر سینمایی قابل قبول می‌دانند.
 
 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.