روایتی مختصر از تسخیر لانه جاسوسی؛
تسخیر سفارت؛ تنها راه و کم‌ترین اقدام در پاسخ به دشمنی‌های آمریکا
یکشنبه 13 آبان 1397, 10:34

 

باید هر اتفاق را در قالب خودش تعریف کنیم و ببینیم و مراقب جنگ روانی باشیم، مراقب نفرت پراکنی و تخریب شدیدی که از طرف عوامل ضد ایرانی شکل می گیرد، باشیم. مراقب باشیم که خود را تحقیر نکنیم، بالاخره تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 توسط 400 دانشجوی نخبه و متفکر اقدام بزرگ و وزینی بود
از زمان وقوع انقلاب اسلامی تا سال 58، اکثریت مردم، کم و بیش به سیاست‌های امریکا نسبت به انقلاب مشکوک بودند. اما پذیرش محمدرضا پهلوی از سوی آمریکا، به بهانه معالجه بیماری شاه، این نگرانی را در مردم ایران تقویت کرد که امریکا به دنبال بازگرداندن شاه مخلوع به قدرت است. با توجه به اینکه امریکا در کودتا و دشمنی علیه ملت ایران، سابقه دار بود(اشاره به کودتای 28 مرداد 1332)، کم تر کسی پیدا می‌شد که به سیاست‌ ددمنشانه آمریکا علیه انقلاب اسلامی واقف نباشد. 
 
به گزارش رویش نیوز به نقل از رجانیوز، دانشجویان انقلابی آن روزها نیز با توجه به پذیرش شاه به خاک آمریکا، مثل قشر های مختلف مردم، نگران این بودند که امریکا بخواهد انقلاب نوپای اسلامی را سرنگون کند. طبیعتاً دانشجویان نیز به فکر یک حرکت انقلابی بودند تا زهره چشمی از دولت آمریکا گرفته باشند و به نوبه خود یک اقدام بازدارنده انجام دهند.
 
بنابر این تسخیر لانه جاسوسی امریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام، یک اقدام منطقی و متناسب با شرایط آن روزها و با توجه به دشمنی امریکا با انقلاب اسلامی، از سوی دانشجویان شکل گرفت.
 
معصومه ابتکار که سه روز پس از تسخیر سفارت، بعنوان مترجم به جمع دانشجویان پیرو خط امام پیوست، در مصاحبه با روزنامه خراسان در این رابطه می‌گوید: «400 دانشجوی نخبه که عمدتا از دانشگاه تهران بودند تصمیم گرفتند کاری کنند تا کودتای دومی در ایران تکرار نشود تصمیم شان مبتنی بر درک شان از شرایط روز بود. دانشجویان احساس می کردند که انقلاب آن ها از سوی آمریکا تهدید می شود باید اقدامی انجام دهند که مانع بحران  های احتمالی که می توانست انقلاب را تضعیف کند شوند. بنابراین دانشجویان براساس یک تحلیل منطقی و درست این کار را کردند. ورود شاه به آمریکا سیگنالی بود که دانشجویان را در این کار مصمم کرد از این رو به این حرکت انقلابی دست زدند.»
تسخیر لانه جاسوسی؛ انقلابی فراتر از انقلاب اول؛
پس از تسخیر سفارت امریکا، امام خمینی خیلی سریع این حرکت خودجوش دانشجویان را تایید کرده و این اقدام دانشجویان را انقلاب دوم نامیدند. 
 
حضرت امام، چند روز پس از تسخیر لانه جاسوسی، طی یک سخنرانی در تایید و حمایت از دانشجویان می‌گوید: «آن مرکزی هم که جوانهای ما رفتند گرفتند- آن طور که اطلاع دادند- مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. امریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند، و جوانهای ما بنشینند و تماشا کنند. باز ریشه‏ های فاسد به فعالیت افتاده بودند که ما هم دخالتی بکنیم و جوانها را بگوییم که شما بیرون بیایید از آنجایی که رفتند. جوانها یک کاری کردند برای اینکه دیدند، آخر ناراحت کردند این جوانها را....یک شاهی که در طول پنجاه سال این مملکت را به غارت کشیده است و به چپاول برده است و داده است و داده خوردند و خودش خورده است، و بالاتر از این، این قدر قتل نفس کرده است، حالا امریکا با یک بهانه بیخود او را برده است نگه داشته در پناه خودش، و برایش وسائل آرامش تهیه کرده است، و به اسم مریض بودن یا به واقع مریض بودن- فرقی نمی ‏کند- او را برده در آنجا و نگه داشته، و جوانهای ما که آنجا اظهار مخالفت می‏ کنند، آنها را یا متفرق می‏ کنند یا حبس می‏ کنند.»
تا قبل از تسخیر لانه جاسوسی، مرحوم بازرگان به همراه وزرای خود، چندین بار سران انقلاب اسلامی را تهدید به استعفا کرده بودند. اما به دنبال تسخیر سفارت و کشف اسناد و مدارک مختلف توسط دانشجویان، 14 آبانماه، دولت موقت به ریاست مرحوم بازرگان به بهانه این اقدام دانشجویان، رسماً استعفا داد.
 
عده ای از کسانی که در گذشته عضو دانشجویان خط امام بودند و اکنون تحت عنوان اصلاح‌طلبان شناخته می‌شوند، هر از چند گاهی از کار ها و گذشته خود ابراز پشیمانی کرده و تسخیر لانه جاسوسی را امری اشتباه می‌دانند. شاید این افراد از روی لج بازی و عقده گشایی، بخواهند حماسه 13 ابان 58 را تخریب کنند، اما باید توجه داشت که تسخیر سفارت آمریکا در آن روزهایی که آمریکا در صدد براندازی انقلاب اسلامی بود، حداقل ترین و تنها راه حل ممکن برای دانشجویان بود تا علیه دشمنی های امریکا انجام دهند. 
 
هر اتفاقی را باید در زمان مقتضی خودش سنجید و قضاوت کرد. اینکه برخی پس از 39 سال به این بهانه که در حادثه 13 آبان بوده اند، اکنون از تسخیر لانه جاسوسی ابراز پشیمانی می‌کنند، نمی‌تواند موید این باشد که آن اقدام دانشجویان اشتباه بوده است. چرا که آن روز در حدود 400 نفر از دانشجویان نقش داشته اند و تنها چند نفرشان اکنون تغییر موضع داده اند. خیلی از دانشجوهای پیرو خط امام روز، هنوز هم معتقدند که حرکت انقلابی شان، در آن شرایط درست بوده است.
 
معصومه ابتکار نیز در قسمتی دیگر از مصاحبه خود، به این نکته اشاره می‌کند: «بنابراین باید هر اتفاق را در قالب خودش تعریف کنیم و ببینیم و مراقب جنگ روانی باشیم، مراقب نفرت پراکنی و تخریب شدیدی که از طرف عوامل ضد ایرانی شکل می گیرد، باشیم. مراقب باشیم که خود را تحقیر نکنیم، بالاخره تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 توسط 400 دانشجوی نخبه و متفکر اقدام بزرگ و وزینی بود.» 
 
البته به این نکته هم باید توجه کرد که آن دسته از چهره‌های سیاسی که به حضور در جمع دانشجویان پیرو خط امام مشهور هستند به عنوان مدرک اثبات انفلابی بودن خود به این سابقه استناد کرده­ اند نه برعکس. در حقیقت آدمی مثل کمال تبریزی که با فیلمهایش شناخته می­شود چون نیازی به تبلیغ روی عضویتش در جمع دانشجویان پیرو خط امام احساس نمی­کند از این سابقه برای تبلیغ استفاده نمی­کند یا شخصی مثل عزیز جعفری که سوابق فراوان انقلابی بعد از سال 1358 و در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد دلیلی ندارد که بخواهد با این برچسب معرفی شود. این که اکثر دانشجویان مثلا در دولت فعلی خانم معصومه ابتکار را به عنوان دانشجوی تسخیر کننده سفارت می­شناسند اما کسی نمی­دانند که حسین دهقان وزیر دفاع هم جز دانشجویان پیرو خط امام بوده هم به این دلیل است که مهم ترین فعالیت انقلابی زندگی آقای دهقان مشارکت در جمع دانشجویان پیرو خط امام نبوده است.
 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.