محمود فروزبخش: ادعای این نوشتار آن است که همواره در نتایج انتخابات مجلس «نشانگانی» وجود دارد که ما را به فهم نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آینده خود، رهنمون می سازد.


برای بررسی این ادعا به سراغ گذشته ماجرا می رویم و از دهه هفتاد به بعد ادعای مطرح شده را بررسی می کنیم.
•  در انتخابات مجلس پنجم اتفاقات زیادی افتاد اما آن چه به عنوان «نشانگان» برای ما اهمیت دارد، رای بالای فائزه هاشمی بود که با اختلاف از سایرین رای دوم تهران کسب کرد. چگونگی رای فائزه هاشمی شباهت زیادی به رای سید محمد خاتمی در انتخابات سال 76 داشت. رایی که نشانه مخالفت با وضع موجود بود و تمرکز خود را بر نگاهی جدید و تغییری فرهنگی بنا نهاده بود.

•  در انتخابات مجلس ششم، بی حرف کم و بیش مردم به طرفداران خاتمی رفتند و در سال 80 نیز رای بدون حرف و حدیثی تماما به سید محمد خاتمی اختصاص یافت.

•  در انتخابات شورا سال 81 و مجلس سال 82، رگه هایی نشان داده شد که مردم خواستاری نوعی تغییر هستند و خواهان نگاه های نوینی در میان جریان های ارزشی هستند. این نگاه بیشتر در شهر اصفهان و تهران رقم خورده بود و در انتخابات سال 84 نیز دو شهر اصفهان و تهران به جریان اصولگرایی با نگاهی متفاوت رای دادند.

•  مردم انتخابات شورای شهر در سال 85 و انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال 86 را تحریم نکردند و این نشانگانی بود برای آن که مردم در سال 88 به سمت ساختارشکنی نخواهند رفت و با رای خود دولت پیشین را حفظ می کنند.

•  در سال 90 و تقسیم آرای اصولگرایان در دو سبد، جبهه متحد و پایداری مشخص شد که انشقاق در این طیف صورت جدی گرفته است. به همین نسبت در سال 92 اصولگرایان نه در نظام معانی و نه در شخص به خصوصی نتوانستند به جمع بندی برسند و در نتیجه موفق نشدند یک شخصیت خاص را به مردم معرفی کرده و آن را برجسته نمایند.

در طرف مقابل اصلاح طلبان که ضعف خود را در انتخابات های پیشین به وضوح دیده بودند، نشانگان مخصوص به خود را دریافت کرده بودند و به درستی پی بردند که باید به حداقل ها در عالم سیاست بسنده کنند. به همین سبب بر روی یک نفر اشتراک کردند و بزرگانشان از او حمایت کامل نمودند.

تا این جای کار نشان دادیم که همواره نسبت پنهانی میان انتخابات مجلس و انتخابات ریاست جمهوری دور بعد وجود دارد. فهم این نسبت کار بسیار دشواری است و تنها بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری می توان با یقین از آن صحبت کرد. اما در این زمان جا دارد که کمی از فضای حدس و گمان استفاده کنیم و از خود بپرسیم که انتخابات مجلس سال 94 چه «نشانگانی» وجود داشت که ما را به فهم بهتر انتخابات ریاست جمهوری 96 رهنمون می کند؟


در این لازم است سه گونه رای را که در کلان شهرها شکل گرفته است را بررسی کنیم.
1-  رای مصنوعی: این گونه رای زاییده شرایط خاص بومی است و قابل تعمیم به همه کشور نیست مانند آرای مردم مشهد که نسبت بالایی با فضای حاشیه نشینی داشت و یا بسیاری از آرایی که در فهم خانواده، قوم، نژاد و گویش خاص شکل می گیرد. این گونه آرا اساسا چون موردی و مربوط به مکان و زمان خاص خود است محل بحث ما نیست.


2-  رای انعکاسی: این رای نتیجه طبیعی انعکاس انتخابات ریاست جمهوری پیشین است و معمولا در حمایت از رییس جمهوری و حامیان او شکل می گیرد مانند آرای لیستی که به اصلاح طلبان داده شد که مشخص ترین آن رای تهران و حتی اصفهان بود.
این رای را نمی توان حقیقی نامید زیرا به شدت ایدئولوژیک است و اساسا بیش از 20 درصد مردم ایران (ده میلیون نفر) با فهم ایدئولوژیک از یک لیست حمایت نخواهد کرد. با تکیه بر این نگاه به تنهایی نمی توان ریاست جمهوری آینده را از آن خود کرد.


3-  رای حقیقی: آن رایی است که حقیقتی از زمانه را بازگو می کند و پنهانی از عمق جان مردمان را آشَکار می کند که دقیقا عین عین مردم است. به عقیده این قلم رای به حمیدرضافولادگر خاصیتی این چنینی داشت.
نخست باید استدلال کرد که چرا رای به فولادگر را دارای «نشانگان» برای انتخابات آتی می دانیم و اساسا در رای او چه ویژگی هایی نهفته بود که می توان آن رای را حقیقی خواند.


الف- رای فولادگر دارای دو بخش لیستی و شخصی بود. وی با 200 هزار رای با کف آرای لیست اصولگرایان 60 هزار رای اختلاف دارد. با توجه به آن برخی از اعتباربخشی به این لیست به خاطر شخصیت فولادگر بوده است می توان گفت حداقل بیش از یک سوم رای فولادگر تنها بر پایه شخصیت او بوده است.


ب- فولادگر تبلیغات مرسوم سطح بالایی نداشت و از تبلیغات غیرمرسوم نیز چندان استفاده نکرد. لذا رای او را می توان طبیعی دانست. از طرف دیگر او زمانی رای اول اصفهان می شود که جناح او از لحاظ رایی وضعیت پایین تری نسبت به رقیب دارد.


ج- رای فولادگر برآمده از شهرستان اصفهان بوده است. شهرستان وسیعی که علاوه بر کلان شهر اصفهان، بیش از ده شهر دیگر را نیز شامل می شود. جالب آن جاست که در صندوق ها رای فولادگر به صورت یکنواختی در صدر بوده است و مثلا این گونه نبوده که در شهری پایین تر و در جای دیگر بالاتر باشد. این واقعیت نشان می دهد که می توان رای فولادگر را به نقاط دیگر ایران اعم از شهرهای بزرگ و کوچک تعمیم داد.  


د- رای فولادگر یک رای خلق الساعه نبود زیرا مردم او را در سه دوره پیشین می شناختند و این گونه نبود که رایی به شخصی یکباره داده شود که مردم او را نمی شناسند. این نیز گواهی دیگر به طبیعی بودن این رای است. همچنین فولادگر به مرکز و یا شخصیت های خاص سیاسی نیز وصل نبوده که بگوییم اقبال مردم به او به خاطر چنین نسبت هایی بوده است.

در مرحله دوم باید بپرسیم که فولادگر کیست؟ در پاسخ به این سوال «نشانگان» مدنظر ما برای انتخابات ریاست جمهوری 96 آشکار می شود.


شنیده ایم که گفته اند: «انما الحیاه عقیده و الجهاد» البته این جمله مشهور حدیث نیست اما سال ها نظام انقلابی ما بر مبنای این دوگانه شکل گرفته بود که زندگی عقیده و جهاد است. به عقیده نویسنده فولادگر هم عقیده دارد و هم اهل کوشش و جهاد است اما اگر بخواهیم در نزد او این کلام را کامل کنیم باید بگوییم: «انما الحیاه عقیده و الجهاد و الصبر و الثبات»
ما وقتی از فولادگر صحبت می کنیم دقیقا داریم از چنین شخصی صحبت می کنیم. رای به فولادگر تنها یک رای سیاسی نبود بلکه رای به چنین مرامی در چنین لحظه از زمان بود. این چیزی است که ریل تاریخ در ایستگاه امروزی، به آن رسیده است. در این نوشتار قصد ستایش حمیدرضا فولادگر را ندارم و نمی خواهیم بگوییم که زمانه ما باید چنین زمانه ای شود بلکه می خواهیم بگوییم که زمانه ما دارد چنین شخصی را صدا می زند. این که باید زمانه خود را بستاییم و یا آن که به حال زمانه خود تاسف بخوریم، بحث دیگری است.


حسن روحانی در دیگان همگان نشان داده است که اهل «صبر» نیست اما اکثریت بر این گمان هستند برای «ثبات» باید رئیس جمهور همچون گذشته هشت ساله شود. اگر چه بر همه ثابت شده است که جماعت دولت او اهل «جهاد» نیستند اما بر «عقیده» خود همچنان پافشاری دارند.


حسن روحانی از روز اول با رای نصفه آمد و در انتخابات مجلس هم نصفه نیمه به منظورش رسید. حالا هم از خواست زمان نیمی را دارد و نیمی را ندارد. آمارها و نظرسنجی های داخلی و خارجی هم که از کاهش محبوبیت او حکایت می کند. هیچ رئیس جمهوری در طول جمهوری اسلامی این گونه پا در هوا نبوده است. تا به امروز که هیچ سخنی به قطع نمی توان گفت بلکه باید دید که چه کس تجلی «نشانگان» زمانه اش خواهد شد.   


باید افقی که پیش روی ما گشوده می شود را شناخت. در هر صورت تاریخ همچون تانک از سرزمین ما عبور خواهد کرد و ما نمی توانیم فرمان آن را به دست بگیریم اما می توانیم کاری کنیم تا دشمنانمان در دام و حیلت آن بیفتند و زیر حرکت آن له شوند و دیگر آن که می توانیم در کنار مسیر آن، خانه مان را بسازیم. بسازیم و از امکانات تاریخ بهره بریم.

نظرات (8)

  1. حامد 1395/10/10 14:49

    با سلام ، بنظر روحانی نتوانست به وعده های کلیدی اش عمل کنه و تنها تاثیری که داشت این بود که گندی که بعضی ها تو دوره قبل زده بودند را متوقف کرد ولیکن متاسفانه هنوز چرخ زندگی مردم بسختی میچرخد و دلار نیز مجدد نوسانات گذشته را پیدا کرده و.......خدایا فرج قائم آل محمد(ص) نزدیک بفرما

  2. یک دوست قدیمی 1395/10/11 10:13

    متاسفم که تیتر یک و حرف مهم رویش، دل نوشته یک نفره که هیچ ربطی به هیچ جا نداره. به یک انشا یا یک داستانک تخیلی بیشتر شبیه بود. بازی با وقت مخاطبان موجب سلب اعتماد از شما می شود. دقت کنید.

  3. محسن 1395/10/11 10:21

    این که مردم برای ریاست جمهوری دنبال یک چیزی باشند شبیه فولادگر که اهل خدمت باشد و بااخلاق(برخلاف آقای رییس حمهور فعلق) خیلی خوب است اما به شدت مثبت بینانه است

  4. من 1395/10/11 12:53

    بسیار جالب و دقیق نوشته شده ، مخصوصا درمورد تحلیل انتخابات

  5. شهروند 1395/10/11 21:35

    یک متن متملقانه شخصی که هیچ بار محتوایی خاصی نداشت.چاپلوسی از مذموم ترین صفات در اسلام است.

  6. تذکر 1395/10/11 23:49

    مردم به دنبال ثبات هستند این حرف درستی است ولی فکر نمی کنید همین ثبات خواهان هستند که اجازه تحول و اصلاح و انقلابی بودن را نمی دهند؟

  7. اصفهانی 1395/10/14 17:07

    حرف نویی بود تشکر می کنم روشش هم نو بود و جالب حالا کاری ندارم اسم چه کسی را برده بود ولی در نوع خود بدیع بود.

  8. رضا 1396/01/27 11:52

    مانده ام فردا که روحانی با رای بالای 25 میلیون انتخاب خواهد شد این تحلیل های بی محتوا و ابکی را جای دلتان می کذارید ؟!!!

افزودن نظر

captcha
  • پربیننده‌ترین
  • مطلب دیگری نیست