درباره انتخابات هيئت رئيسه موقت مجلس دهم
مجلس دهم، هیئت رئیسه اصولگرا یا ...
دوشنبه 10 خرداد 1395, 13:36


سرويس سياسي رويش نيوز- مسعود شعربافچي‌زاده: فردای انتخابات هفتم اسفند هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا خود را برنده انتخابات عنوان کردند. اصلاح طلب ها به رای آوری لیست های امید در تهران فخر میفروختند و اصولگراها شعار ایران تهران نیست را سر دادند و پیروزی در شهرستان ها را نشانه پیروزی در انتخابات می دانستند.

این کری خوانی های سیاسی ادامه داشت تا روز انتخاب رئیس خبرگان. انتخاب آیت الله جنتی به عنوان رئیس مجلس خبرگان، گرچه برای کسانی که به صحنه انتخابات خبرگان و نتیجه آن واقع بینانه و بدون هیاهوهای سیاسی می نگریستند چندان عجیب نبود، اما بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را که گوش هایش با تکرار مدام بوق های رسانه ای از پیروزی در انتخابات پر شده بود، ناامید کرد. آیت الله جنتی خار چشم دشمنان ماند و با 51 رای رئیس مجلس خبرگان شد.

پس از انتخابات هئیت رئیسه خبرگان، نوبت به مجلس رسید. عارف اینبار کناره گیری نمی کرد. اصلاحات هم گرچه با اختلافات درونی بسیار بین تحلیل گرانش میان انتخاب میان لاریجانی و عارف روبرو بود، اما نهایتا پشت سر عارف ماند تا شاید دینش را به عارف برای 92 ادا کرده باشد و بی حساب شوند. دولت نیز علیرغم اینکه حتی خواجه حافظ شیرازی هم می توانست به راحتی حدس بزند که گزینه مطلوبش کیست، ادعای بی طرفی در انتخابات هیئت رئیسه مجلس را داشت. لاریجانی با 173 رای در برابر 103 رای عارف رئیس مجلس ماند و مجدداً همان اتفاقات مجلس خبرگان تکرار شد. شادی و اعلام پیروزی توسط رسانه های اصولگرا -گرچه محتاطانه تر- و عصبانیت اصلاح طلبان. کواکبیان از کاندیداهای لیست امید که به لاریجانی رای دادند گلایه می کند و آفتاب یزد که روز قبل از رای گیری تیتر زده بود نسیم پیروزی، تیتر اولش می شود دفن اخلاق.

رای آوری لاریجانی گرچه نشان داد که طبل پیروزی که اصلاح طلبان بر آن می کوبند تو خالی است، اما آیا واقعا از برتری اصولگرایی هم خبر می دهد؟ آیا لاریجانی نماینده تمام طیف های اصولگرایی است؟ نعمتی و جلالی که با لیست امید در تهران رای می آورند و وارد مجلس می شوند و یا خود لاریجانی که نسبت به قرار گرفتنش در لیست امید قم اعتراضی نمی کند تا امروز اعتماد تیتر بزند "پیروزی سرلیست امید در قم بر سرلیست امید در تهران" تا چه میزان می توانند پیش برنده اهداف اصولگرایی به معنای واقعی آن در مجلس باشند؟ آنچه که از صحنه سیاسی کشور بر می آید این است که پیروزی لاریجانی قبل از پیروزی یا شکست هر جناحی، پیروزی دولت بود.

اینکه تمام اضلاع اصولگرایی در زیر چتر فراکسیون فراگیر که به ولایت تغییر نام داد، جمع شده اند جای بسی خوشحالی دارد، اما دو نکته اساسی مغفول مانده است. یکی اینکه از این 173 نفر چند نفر با گرایش اصولگرا شناخته می شوند و چند نفر مستقلین هستند؟ و نکته مهم تر، اعضاء فراکسیون ولایت در آینده مجلس در مورد موضوعات اساسی مانند نحوه تعامل با دولت و یا اجرای برجام تا چه میزان وحدت رویه خواهند داشت؟
اکنون در یک سوی مجلس فراکسیون امید و اصلاحات را داریم با حداقل 103 نماینده که می توانند جمعیتی قدرتمند در مجلس را تشکیل داده و هماهنگ با یکدیگر طرحی را مطرح یا با طرحی مخالفت کنند. اما در این طرف تکلیف اصولگرایان آنچنان مشخص نیست. از کاظم جلالی و بهروز نعمتی که با رایزنی دولت در لیست امید تهران قرار گرفته اند تا کریمی قدوسی و ذوالنور تا فولادگر و پورابراهیمی همه اصولگرا هستند و در فراکسیون ولایت. این ترکیب فی الواقع ترکیب نامتجانسی است.

اصولگرایان باید کم کم کری خوانی را فراموش کرده و به صحنه واقعی انتخابات هیئت رئیسه و مجلس آینده درست نگاه کنند. بدون راهبرد و مشخص کردن خطوط اصولگرایی ادامه مسیر در مجلس دهم برای اصولگرایان سخت خواهد بود. بعید است که امثال کریمی قدوسی با جلالی در این یک ماهه اخیر به یک وحدت راهبردی یا کلان رسیده باشند و به درستی مشخص کرده باشند که در ادامه مسیر قرار است چه اتفاقی رخ دهد و از هم چه می خواهند. لذا اگر چنین اتفاقی رخ ندهد بزودی باید شاهد چند پاره شدن اصولگرایی در مجلس و پیدایش فراکسیون های فرعی باشیم. مسئله ای که قدرت اصلاح طلبان را هم در جذب مستقلین و هم در پیشبرد اهداف بیشتر می کند.

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.